رهنمون انقلاب اسلامی

رهنمون انقلاب اسلامی

بررسی شرایط حاکم اسلامی از دیدگاه فارابی و ملاصدرا

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده
جامعه المصطفی
10.22034/rir.2025.522811.1116
چکیده
حاکم در حکومت معنای خود را پیدا می‌کند و حکومت کردن به این معنا است که، کشتی اجتماع به ساحل مقصود هدایت شود. در این راستا ناخدا و خدمه و ... همراه کشتی در مسیری واحد و هدفی معین در حرکتند و همگان در خدمت ناخدای کشتی - که فردی ماهر، توانا، دلسوز، راه‌شناس و موج‌شناس است - هستند و از او اطاعت می‌کنند. حاکم در جامعه دینی در قلمروِ مصالح کلی نظام، به‌نوعی که با حقوق افراد و جامعه تزاحم نیابد، به تمشیت و سازمان‌دِهی و مدیریت جامعه می‌پردازد ناخدای این کشتی اولاً و بالذات خداوند است و ثانیاً و بالعرض در اختیار پیامبر اکرم(ص) و امامان معصوم(ع) قرار گرفته است و همان‌طور که انسان صاحب اختیار مطلق تمام اعضایش است همان‌طور هم، خداوند متعال هیئت حاکمه را صاحب‌اختیار مطلق تمام افراد گردانیده است. حاکم اسلامی انسان استثنایی است که با عوالم بالا در ارتباط است و به مرتبه عقل بالفعل و معقول بالفعل رسیده است. قوه متخیله‌اش به نهایت کمال خود نائل آمده در همه حالات خویش آمادگی دریافت فیوضات وحیانی را از طریق «عقل فعال» دارد و مورد عنایت خداوند است و اینکه حکومت الهی با زعامت انسان کامل با هدف تأمین سعادت دنیا و آخرت بشریت حکومت مطلوب است و در زمان غیبت امام معصوم (ع) این مهم به عهده ولی فقیه جامع‌الشرایط، متخصص و کارشناس دین گذاشته شده است. با تشخیص صفات و شرایط حاکم، لزوم پیروی از آن‌ها به میان می‌آید و همچنین با اثبات صفات آن‌ها، بحث الگو بودن آن‌ها به‌عنوان نمایندگان الهی بر روی زمین مطرح می‌شود. اشتراکات زیادی بین نظریات این دو عالم دین وجود دارد از جمله اینکه هر دو برای حاکم اسلامی شرایطی را در نظر گرفته‌اند، مرحوم فارابی در آراء اهل المدینه الفاضله و تحصیل السعاده شانزده صفت را برای حاکم اسلامی می‌شمارد از جمله آن صفات؛ حکیم، تعقل تام، قدرت بر جهاد و سلامتی بدن و ... همچنین مرحوم ملاصدرا در کتاب مبدأ و معاد، شواهد الربوبیه و شرح اصول کافی شرایطی برای حاکم اسلامی ذکر می‌نماید که رئیس اول باید دارای نفسی کامل و در مرتبه عقل بالفعل، شجاع و ... باشد. از جمله مشترکات فارابی و ملاصدرا در این زمینه این است که امام، امام است و فرقی ندارد کسی از او تبعیت بکند یا نکند، فرقی ندارد قومی را پیدا بکند که کمک او کنند یا پیدا نکنند، حتی اگر دو نفر بر روی کره زمین باشند یکی از آن دو امام است و مشترکات دیگری هم دارند. از تمایزاتی که بین فارابی و ملاصدرا می‌توان قائل شد این است که ملاصدرا شروع بحث حاکم اسلامی را از جامعه و مدنیت گرفته ولی ملاصدرا سراغ ریشه رفته و دست روی نقطه اصلی یعنی نیاز انسان و نقص انسان گذاشته است؛ انسان برای رشد و رسیدن به کمال نیاز به حاکم دارد و چون انسان ناقص است نیاز به حاکم اسلامی دارد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

عنوان مقاله English

Examining the conditions of the Islamic ruler from the perspective of Farabi and Mulla Sadra

نویسنده English

hamid karimi
jamie
چکیده English

The ruler finds meaning within governance, and governing means guiding society’s ship to its intended shore. In this context, the captain, crew, and others aboard the ship move together on a unified path toward a defined goal, all serving and obeying the ship’s captain, who is a skilled, capable, compassionate, and knowledgeable navigator. In a religious society, the ruler manages, organizes, and directs society within the scope of the system’s overall interests, in a way that does not conflict with the rights of individuals and the community. Primarily and inherently, God is the captain of this ship, and secondarily and derivatively, this role is vested in the Holy Prophet Muhammad (peace and blessings be upon him) and the infallible Imams (peace be upon them). Just as a person has absolute authority over all their limbs, so too has Almighty God granted the ruling body absolute authority over all individuals. The Islamic ruler is an exceptional human being who is connected to the higher realms and has attained the level of actualized intellect and intelligible in actuality. Their imaginative faculty has naturally reached its utmost perfection, and in all their states, they are prepared to receive divine grace through the ‘active intellect’ and are under God’s favor. The divine government, under the leadership of the perfect human being, aims to secure the happiness of humanity in this world and the hereafter, making it the ideal government. During the absence of the infallible Imam (peace be upon him), this important task is entrusted to the qualified jurisprudent (Vali-e-Faqih) who is an expert and specialist in religious matters. By recognizing the attributes and conditions of the ruler, the necessity of following them arises

کلیدواژه‌ها English

Ruler
provincial government
politics
Farabi and Mulla Sadra